متن های زیبا

گفت : از من زیباتر است ، به شمع گفتم : عشق چیست ؟ گفت : از من سوزان تر است ، به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟ گفت : نگاهی بیش نیستم !

برایم زندان ساختی با این بی وفایی / خسته ام از این زندان از این تنهایی / حسرت به دل ماندم که روزی بیاید / که دهد مرا از این زندان رهایی .

دورم از تو اما با تو لحظه ها را زنده هستم ، بازم از تو پرم از تو واسه تو رویای خستم .

کاش به خودمان قول بدهیم
وقتی عاشق شویم که “آماده ایم”
نه وقتی که “تنهائیم”

عشق بر تدبیر خندد زان که در صحرای عقل / هرچه تدبیر است جز بازیچه ی تقدیر نیست .

اگر عاشق شدی نترس ، راهت رو ادامه بده ، عشق پله و تو رهگذر ، پس عبور کن .

/ 0 نظر / 19 بازدید